عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
96
رساله بيخ چينى ( فارسى )
وجه خامس قريب بانچه سابق مذكور شد آن است كه چون آن را در آب مىجوشانند و طبخ او را مىخورند در عروق دقيقهء ضيقه نفوذ مىكند و بمواضعى كه محل صلابت و غلظت است مىرسد خواه بواسطهء طول استعمال كه او در همه جا مىرسد و خواه بواسطهء آنكه طبيعت باذن خالقها توجيه امور نافعه بمواضع لائقه مىكند و شيئا فشيئا تذويب مواد صلبه مىنمايد بحرارت لطيفهء ذاتيه مكتسبه از حرارت طبخ و آنچه تلطيف مىكند - اگر به تبخير مىكند اخراج آن از مسامات بخار مىكند و اگر بطريق تسحيل مىكند با مائيه طبخ بطريق عروق و ترشح از مجارى بول مندفع مىشود و مىتواند بود كه بهر سه طريق دفع كند - وجه سادس ترك اطعمه غليظه و رويه است و استعمال صالحة الكيموس پس ازين ماده اين امراض منقطع يا كم مىشوند و طبيعت بران مستولى مىگردد و دفع مىكند - وجه سابع آن است كه تقليل غذا خواه اختيارى و خواه اضطرارى ، جهت آنكه طعام بىنمك موجب عدم توجه تام طبع است به آن و تقليل غذا موجب تقليل مواد مىشود و تقليل مواد موجب استيلاى طبع بر دفع مرض - وجه ثامن طول زمان است جهت آنكه مؤثر هرچند ضعيف باشد در مدت طويل اثر قوت او اقوى مىشود و قريب به اين معنى در اثناى وجوه مذكوره گزشت - وجه تاسع آن است كه بواسطهء عدم تنفس از هواى بارد سخونتى در ارواح